- بقیه فیلم که آپلود شده بود به نظرم کاملا ناامید کننده بود از این جهت که نشون می داد بچه های بسیج هنوزم که هنوزه مشی خودشون رو توی نگاه کردن به اطرافشون عوض نکردن.
- نمونه بارزی که خیلی ناراحت کننده بود قرار دادن کلیپ سوسن خانم دانشگاه آلبرتا در مقابل اردوی مناطق جنگی بود.
- این که می گم ناراحت کننده برای اینه که: 1- اولا هیچ کدوم از این دو تا کلیپی که نشون داده شد بیانگر واقعیت درون و بیرون ایران نبود. اینو از اینجا می گم که تا جایی که من یادمه اکثر بچه های که توی اون اردوی مناطق جنگی توی فیلم نشون داده شدن بچه های عضو بسیج یا طیف نزدیک به بسیج دانشگاه شریف بودن ولی متاسفانه title اردو رو توی فیلم نوشتن اردوی دانشجویان دانشگاه شریف و یه جوری سعی کردن که طیفی که ایران می مونن رو اینطور معرفی کنن که کاملا غیرواقعگرایانه است. 2- مهم تر از اون و اتفاقا همین چیزی که حسین شمقدری سعی کرد تا باهاش جامعه دانشجویی خارج نشین رو معرفی کنه (کلیپ سوسن خانم)، پدیده ایه که عینش توی خود دانشگاه شریف اتفاق افتاده و بچه های دانشکده صنایع شریف هم یه کلیپ سوسن خانم توی خوابگاه درست کردن که کلی هم جلب توجه کرد توی زمان خودش. تنها فرقی که وجود داشت این بود که دیگه دختر و پسر قاطی نبودن که اونم به خاطر محدودیت های خوابگاه و دانشگاه ه وگرنه مطمئن باشید مطمئن باشید که پتانسیل ساخته شدن کلیپی مشابه که دختر و پسر توش مختلط باشن کاملا توی ایران و دانشگاه شریف از دانشگاه آلبرتا بیشتره (برای حرفم دلیل هم دارم که به نظرم بدیهیه).
- پس می بینیم که یه جورایی توی این فیلم آدرس غلط به بیننده داده می شه. نه اون بسیجی هایی که توی اردوی مناطق جنگی شرکت کردن نماد بچه هایی هستن که می مونن و نه اون کسایی که توی آلبرتا کلیپ سوسن خانم رو درست کردن نماد بچه هایی که می رن.
- بچه هایی که از خارج از ایران صحبت کردن یا مثل سینا جعفرپور صرفا یه سری گزاره خبری گفتن و خونه زندگیشون رو نشون دادن یا مثل محمد رستمی یه مقایسه از مذهبی های عرب و ایرانی توی کانادا کردن که مثلا دخترای عرب 90% شون حجاب دارن و ایرانیا 90% شون حجاب ندارن یا مثل حمید ابراهیمی یه سری حرف کلیشه ای زدن که اینجا هم سخته زندگی و قبل اینکه بخواید بیاید فکر کنید و ....
- متاسفانه کسی از خارجنشینها دلیلهای خوب و قانع کننده ای برای خروجش از کشور نگفت و این نقص فیلم بود که این جور حرفا رو از زبون کسی پخش نکنه.
- یکی از اعصاب خورد کن ترین تیکه ها مصاحبه با دکتر نایبی بود : ایشون اول یه تیکه عفه رک صحبت کردن اومد و بعد برایی اکثریت لطف کرد نسخه پیچید و گفت: "اکثریت که می رن از روی مدگرایی ه که می رن." و بعدم مثال در تایید حرف خودشون اوردن که اینایی هم که میان برق از روی مدگراییه که میان برق. خیلی جالبه که زمانی که ما خودمون درس آمار احتمال با این آدم داشتیم یه روز سر کلاس به ما گیر داد که شما مهندس نیستید و کار نمی کنید و بعد کلی زد تو سر PhD خوندن و گفت به چه دردیتون می خوره و بعد کلی پز شاگرد اولی خودشون در دوران لیسانس رو دادن و اینکه همزمان هفته ای 20 ساعت هم کار شرکتی می کردن. اولا خیلی جای تاسف داره که آدمی که خودش سرکلاس اعتراف می کنه که برای PhD خوندن مدگرایی کرده بیاد برای بقیه هم نسخه بپیچه و بگه که اکثرا هم که PhD می خونن مد گرایی می کنن. این واقعا جای تاسف داره. دوما خیلی بیشتر جای تاسف داره که وقتی از شرکت خودش حرف می زنه کلی عفه می ذاره که ما از صفر شروع کردیم و ....! اگه به فیلم دقت کنید وقتی رقم پروژه های 20 میلیاردیشون رو اعلام می کنن، میگن:" از یه جایی پروژه 20 میلیاردی گرفتیم" در صورتی که این یه جایی که ایشون ازش صحبت می کنن جایی نیست جز "سپاه پاسداران". من هیچوقت یادم نمی ره توی سمینار دانشکده برق سال 88 همین آقای دکتر نایبی و فرمانده نیرو هوایی سپاه چطوری توی اختتامیه و توی سخنرانیهاشون برای همدیگه نوشابه باز می کردن. بعد به نظرم خیلی جای انتقاد داره که یه همچین شخصیتی رو به عنوان یه الگوی موفق از دانشجویی که خارج نرفته و مونده ایران به مخاطب معرفی کنن. من نمی دونم دکتر نایبی از چند در صد از پروژه هایی که توی خارج بچه ها دارن روش کار می کنن خبر دارن که فقط مثال یکی از بچه های دانشگاه جورجیا تک رو اوردن و بعدم استدلال کردن که علمی که بچه ها توی آمریکا یاد می گیرن به درد ایران نمی خوره. من همین الان می تونم کلی مثال نقض برای حرف ایشون بیارم.
- در واقع سوال اصلی ای که یه کسی مثل دکتر نایبی باید جواب بده اینه که واقعا اگه ایشون به سپاه وصل نبودن و پروژه هاشون رو از اونجا تامین نمی کردن هم انقدر می تونستن رشد کنن؟ این اتفاقیه که داره تکرار می شه متاسفانه. یعنی بچه های هم دوره ای ما که نزدیکن به طیف سپاه و موندن ایران و شرکت زدن هم پروژه های مهمی رو از سپاه یا وزارت دفاع یا بقیه ارگانهای دولتی گرفتن و خودشون رو دارن بالا می کشن که جای فکر زیادی داره.
- نه تنها طیفی که موندن و شرکت زدن بلکه حتی طیفی هم که موندن و استاد دانشگاه شدن و یا برگشتن و استاد دانشگاه شدن اکثرا به طبقه ای تعلق داشتن که بی شباهت به اونایی که موندن و شرکت زدن نیستن. منظورم اینه که کسایی بودن که از نظر حاکمیت فعلی آدمهای موجهی هستن ولو خیلی هم از نظر علمی آدمهای پر افتخاری نباشن.
- خیلی خوب می شد اگه اکثریت قشر دانشجو دکتراهای داخل رو هم نشون می دادن که همزمان هم باید درس بخونن و هم باید کار کنن تا به عنوان یه فرد 25-28 ساله دستشون رو جلوی باباشون دراز نکنن و اینکار انصافا خیلی سخته. یعنی اینکه هم درس بخونی و هم کار کنی قدری که زندگیت بچرخه اونم توی تهران. برای همین هم هست که واقعا (حداقل تو رشته برق که من خودم می دیدم) کارهای مهمی توی دانشگاه انجام نمی شد و مقاله ها فقط کمیت داشتن و خبری از کیفیت نبود (که خود این موضوع دلایل دیگه ای هم داره). یا مثلا خیلی خوب می شد اگه قشری رو هم نشون می دادن که فارغ التحصیل شدن اما شرکت نزدن یا مثلا استاد هم نشدن تا بچه ها ببینن که اگه بخوان بمونن چه سرنوشت هایی در انتظارشونه (مثلا کسی رو می شناسم که فوق لیسانس مهندسی کامپیوتر داره از امیرکبیر اما شغلش اپراتوری توی یه شرکت دولتیه که به کارمندا یاد بده چطور ویندوز عوض کنن و ... و حقوقشم ماهی 450 هزار تومن بیشتر نیست.)
- یه مشکل دیگه ای که مستند داشت این بود که به نظرم حداقل باید یه استاد دانشگاه که خارج درس خونده و بعد برگشته رو در کنار دکتر نایبی نشون می دادن چون آدمی مثل اون خیلی صلاحیت حرف زدن راجع به اتفاقایی که داره خارج از ایران توی جامعه های علمی می افته رو نداره و اینم به خاطر اینه که کل عمرش رو ایران بوده و جامعه آماریش از خارج رفته ها و اخبار خارج از ایران به شدت کوچیک ه. دکتر عارف یه گزیه خیلی خوب بود که متاسفانه جاشون به شدت خالی بود. یه بار با ایشون که صحبت می کردم می گفتن که اتفاقا دانشجو باید بره و باید بگیم انشالله هم که برگرده. و از این می گفتن که به خاطر این حرفشون کلی فشار سیاسی هم روشون هست برای اینکه استدلال می کنن که ایشون داره بچه ها رو به فرار از کشور تشویق می کنه. خلاصه منظورم اینه که مثل نایبی نسخه نپیچیدن که هر کی می ره مدگرایی می کنه.
- با همه ارادتی که نسبت به دکتر مشایخی دارم اما به نظرم کاش به جای گریه کردن و گفتن این جمله که "بچه های امروز نمی فهمن" از همون وقت کوتاهی که داشتن توی فیلم استفاده می کردن و سعی می کردن به بچه ها بفهمونن اون چیزایی رو که نمی فهمن. کلا به نظرم این دید از بالا داشتن خیلی پدیده خطرناکیه و قدرت تاثیرگذاری رو توی هر حوزه ای به شدت کاهش می ده.
- اسم آدمهایی که توی آخر فیلم به عنوان عوامل فیلم نشون دادن هم حجت رو حداقل به من تموم کرد که تیمی بودن که خیلی بیش از این انتظاری ازشون نمی رفته مخصوصا عوامل مشاور هنری !!
---------------
پ.ن.: کامنتها باز است...








