خواب یا بیدار بودم چه می دانم ؟ او را هم نمی شناختم گرچه به نظرم آشنا بود اما نمی شناختمش .
حرف زدیم و حرف زدیم .
گفتم :نشنیدی قصه بعضی آدمها را در قرآن وقتی می فرماید :
ان الذین امنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا (مریم/۹۵)
و بعد بغضش گرفت چرایش را باز هم نمی دانستم !
بعد یک جمله گفت و رفت : که آدمهای پاک در زندگیشان دغدغه های پاکی دارند !
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 0:36  توسط علی
بعضی جنبه های بعضی آدمها آنقدر بزرگ است که نمی توان به راحتی وصفش را گفت ! دستت را می گیرند فارغ از این که تا حالا به قله ای صعود نکرده ای ! فداکارانه و از روی لطف و محبت تحملت می کنند ! بزرگوارانه بر تو منتی نمی گذارند ! در عوض لطفی که می کنند چشم داشتی ندارند ! و تو را با همه ناشی گری هایت
به قله می برند و این معنی حقیقی یک دوست است آنچنان که من فهمیده ام !

+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 23:9  توسط علی
این حرفها را به فرزندش محمد حنفیه فرمود آنگاه که در نبرد جمل پرچم را بدو سپرد :
اگر کوهها از جای کنده شد تو جای خویش بدار ! دندانها را بر هم بفشار و کاسه سرت را به خدا عاریت بسپار ! پای بر زمین کوب و چشم بر کرانه سپاه نه و بیم بر خود را مده ! و بدان که پیروزی از سوی خداست !

+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 12:52  توسط علی
Israel: Manbar Reveals More Weapons Deals with Iran
The Risk Report
Volume 2 Number 4 (July-August 1996)
In an interview with the Israeli newspaper "Ha'aretz," prominent Israeli businessman Nahum Manbar disclosed recently that from 1988-1992 he sold large quantities of weapons and military equipment to Iran, via his Polish-owned companies. According to Manbar, the weapons, including modern Russian tanks and fire-control systems, were sold with the knowledge of the Israeli Ministry of Defense.
Manbar's confession comes on the heels of an article published in the Risk Report (Vol. 1, Issue 5, June 1995) which detailed Manbar's sale of anti-biological and anti-chemical warfare protective suits to Iran and the resulting imposition of sanctions by the U.S. State Department. U.S. government sources also told the Risk Report that Manbar provided material support to Iran's chemical and biological weapon program.
source http://www.wisconsinproject.org/countries/israel/Israel-manbar-iran.html
+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 17:55  توسط علی
+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 15:19  توسط علی
ضیاء یه بار بیشتر ندیده بودش به خاطر همین نمی شناختش ! ما یه بچه شر و شور تو مسجد دیدیم که با ۲ نفر دیگه که یه ذره از خودش بزرگتر بودن داشت همش بازی می کرد . قبل از این که سالن پر بشه همش از این ور می رفت اون ور و از اون ور می رفت این ور من به رفتارهاش یه ذره بیشتر که دقت کردم دیدم اصلا داره با موبایل فوتبال بازی می کنه ! پیش خودم گفتم عمرا نوه آقای کاظمی نیست مثلا پدرش فوت کرده چه جوری انقدر شاده ؟ به خاطر همین بود که وقتی ضیاء گفت علی ازش بپرسیم گفتم عمرا این نیست ! ولی بعدا فهمیدم که همون بود .
چقدر دلم می خواست برا یه دقیقه هم که شده باهاش صحبت می کردم باهاش بازی می کردم ! اون دیگه پدر نداشت ! گرچه یه پدربزرگ بزرگ مثل استاد کاظمی داره که خدا حفظش کنه اما به قول استاد سرنوشت کودکانی که از نعمت پدر محرومند تا چه حد می تواند معجزه آسا و زمانه شکن باشد و کودکی تنها در این تندموج این سیل کثیفی که چنین پرقدرت به سراشیب باتلاق فرو میرود تا کجا می تواند بر خلاف جریان شنا کند و مسیر دیگری را برگزیند ؟

+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 23:34  توسط علی
یه مساله ای که هست اینه که وقتی یه چیزی رو اینجا می نویسم حواسم هست که چی می نویسم و خودم خیلی نسبت به این موضوع حساسم منابع حرفهای نوشته قبلی اینهاست :
- روزنامه کیهان، ۱۷ شهریور۳۲ ۱۳
- مصاحبه با روزنامه المصری، روزنامه کیهان ۱۷ شهریور ۱۳۳۲
- مصاحبه با خبرنگار اخبار الیوم، روزنامه کیهان ۲۳ شهریور ۱۳۳۲
- روزنامه کیهان ۲ دی ۱۳۴۰
- روزنامه کیهان ۱۹ اسفند ۱۳۴۰
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 23:12  توسط علی
آیت الله کاشانی در پاسخ به سوال اخبار الیوم مبنی بر اینکه به نظر شما بزرگترین اشتباه مصدق کدام است؟ گفت:
«پایمال کردن قانون اساسی و و عدم اطاعت از اوامر شاه» .او همچنین اشتباه بزرگ مصدق را تلاش برای برقراری جمهوریت شمرد و گفت: «مصدق برای برقراری جمهوریت میکوشید. او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند . اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت. ملت شاه را دوست دارد.»
آیت الله کاشانی در جواب روزنامهٔ المصری که پرسیده بود آیا عقیده دارید مصدق مستحق همین سرنوشتی بود که به او رسید؟ گفت:«خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشتهاست نتیجهٔ عدل خداوندی است.»
او همچنین در مصاحبه با اخبارالیوم مصدق را به مرگ محکوم کرد:
«این مصدق راه را گم کرده و مستحق چنین عاقبتی بودهاست.تمام هم و غم او این شده بود که مردم فریاد بزنند زنده باد مصدق. مصدق به من و کشورش خیانت کرد.طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش خیانت کند مرگ است.»
آیت الله کاشانی دکتر مصدق را به داشتن جنون متهم کرد:
«مصدق برای کشور کاری نکرد. نه یک خرابی را تعمیر کرد نه خیابانی را افتتاح کرد نه خزانه را نجات داد و نه ملت را متحد ساخت. حتی در مورد نفت که او ادعا داشت صاحب فکر ملی ساختن میباشد اگر این اتحادی که من در صفوف ملت بوجود آوردم نبود هرگز ملی نمیشد. او خیانت کرد. به من و کشور خیانت کرد. قبل از اینکه من با مصدق مخالفت کنم، ملت با او بود ولی پس از اینکه من با او مخالفت کردم ملت از دور او پراکنده شدند.»
«مقام و کرسی صدارت مصدق را مسحور کرده بود. او دستخوش نوعی جنون شده بود.»
جالبه که علی امینی نخست وزیر وقت دوبار وقتی آیت الله کاشانی در بیمارستان بستری بودند از ایشون عیادت کردند و جالبتر اینکه شاه هم در ۱۸ اسفند ۱۳۴۰ (۵ روز قبل از مرگ آیت الله) از ایشون عیادت کردن !
وقتی اون متن رو خوندم تازه فهمیدم مصدق کی بود و چرا دکتر شریعتی وقتی از انسانهایی حرف می زد که به عنوان روح های خارق العاده و اعجازگر حسابهای علمی مغز را به هم می ریزند گفت : " پروین اعتصامی از همین دبیرستانهای دخترانه بیرون آمده و مهندس بازرگان از همین دانشگاهیها و دکتر سحابی از میان همین فرنگ رفته ها و مصدق از میان همین دوله ها و سلطنه های "صلصال کالفخار من حماء مسنون" و پدرم از همین مدرسه های آخوندریز و ......."
اگه صدا و سیما بگه ماست سفیده دیگه باور نمی کنم !

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 21:16  توسط علی
ما را چه غم ز غم که غمت غمگسار ماست !

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 20:28  توسط علی
مثل اون تو دانشکده خیلی کم پیدا می شه ! من خیلی بهش مدیون و بدهکارم ! خدا پشت و پناهش باشه !

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 22:10  توسط علی
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 0:9  توسط علی