تبليغاتX
خیزران

خیزران

دنیا

 داشتم فکر می کردم به این که  کار این دنیا به جایی رسیده که  مقامات بزرگترین غمخواران بشریت در کنار یه مشت عرب باید در کنفرانسی به موضوعیت ادیان شرکت کنند . بله کار دنیا به اینجا رسیده . در این مواقع احساس تنهایی شدید کردن تنها چیزیه که به ذهن آدم می رسه .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 11:51  توسط علی 

ظلمت نفسی

یک وقتی هست یک نردبانی گیر میاره ازش با سختی بالا می ره به سوی خدا ! چه سختی عجیب و شیرینی . همه چیز در راه یک وجود و برای اون تحمل می شه . با یه شیرینی خاصی که نمی شه توصیفش کرد . می گن روز عاشورا امام انقدر مسرور بودن که یکی از سپاهیان ابن زیاد بهشون می گه : مگر داماد شده ای پسر ابی طالب ؟

خلاصه از اون نردبان که بالا می رود اگه یه اشتباهی بکنه که بیفته ....(داشتم به این فکر می کردم که انگار باید از اول شروع کنه و چقدر وحشتناک)

بعد تازه این پایین می فهمه که بابا اون بالا چه خبرها که نبوده و چه دنیایی و چه دستگاهی ...

همه آرزوش این می شه که اون ره صد ساله رو یک شبه طی کنه!

یاد انقلاب الجزایر افتادم توی یکی از بیانیه هاشون که از سازمانهای لیبرالی زمان استعمار انتقاد کرده بودند نوشته بودند :

تجربه ده سال مبارزه بی نتیجه آنها همانا در کشمکش و خوش خدمتی آنها به اربابان فرانسویشان بوده است .

از ته دلم می گم : و ثبت اقدامنا

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 19:14  توسط علی