امشب از اون شبهایی بود که عین الیقین رو بهم نشون دادن از دیدنش هم خوشحال شدم و هم ناراحت این که کدوم بیشتر هنوز به نتیجه ای نرسیدم .
دلم خواست سرود ملی الجزایر رو بنویسم :
بدود باروت ها که فنا می شوند
و به امواج خونهای پاک شهیدان که با خونهای ناپاک دشمنان فرو می ریزند
و به بیرقهای مواج که بر تارک رفیع جبل های مغرور در اهتزاز هستند
سوگند خورده ایم تا برای زیستن یا نزیستن قیام کنیم
و سوگند خوزده ایم تا جان خود را فدا کنیم
تا تو ای الجزایر زنده بمانی
اشهد اشهد اشهد
ماییم مجاهدان راه برادری و برابری که قیام کرده ایم
و این پیکار نام آوران راه استقلال است
چون قیام می کردیم پای حق بر لاشه دیو جدایی نهادیم
و تا برق باروتها با ضربان قلبهایمان آمیخت
دیگر دیری نپایید
و چکاچاک شمشیرها و غرش توپها را آواز دلنواز خود یافتیم
و سوگند خورده ایم تا جان را فدا کنیم و تو ای الجزایر زنده بمانی
اشهد اشهد اشهد
ما کاخ افتخار را
بر فراز آوازه قهرمانان خویش
بنا خواهیم کرد
و از فراز پیکرهای به خون افتادگان
صحرایی تا ابدیت خواهیم گشود و بر تارک ارواحمان
ارتشی خواهیم ساخت
و پرچم انقلاب را
با علم امیدهایمان برخواهیم افراشت
و سوگند خورده ایم تا جان را فدا کنیم تا تو ای الجزایر زنده بمانی
اشهد اشهد اشهد
فریاد میهن بر آسمان میدانها رزم
طنین انداز می شود
گوش فرو دارید و ان را لبیک گویید
آن را با خون شهیدان بنویسید
و به نسل های آینده بگویید
که ای افتخار ما دستهایمان را بسوی تو
دراز کرده ایم
و سوگند خورده ایم که جان را فدا کنیم
تا تو ایالجزایر زنده بمانی
اشهد اشهد اشهد
