تبليغاتX
خیزران

خیزران

و بعضی وقتها با بغض زیر لب برای خودم زمزمه می کنم :

یا دنیا یا دنیا ، الیک عنی ، ابی تعرضت ؟ ام لی تشوقت ؟ لا حان حینک ، هیهات! غری عیری لا حاجه لی فیک ، قد طلقتک ثلاله لا رجعه فیها فعیشک قصیر و خطرک یسیر و املک حقیر آه من قله الزاد و طول الطریق و بعد السفر و عظیم المورد(نهج البلاغه /حکمت74)

ای دنیا ای دنیا آیا خودت را بر من عرضه می کنی ؟ از من بگذر آیا به من شوق و تمایل داری ؟ فریب تو نزدیک مباد ، مرا به تو نیازی نیست دیگری را بفریب چنان دوری از من که سه بار طلاقت گفته ام و در آن بازگشتی نیست زندگانی تو کوتاه و ارزشت اندک و آرزویت پست است.

گرچه می دانم که  خاک  پای او هم نیستم اما .............

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 22:20  توسط علی 

و آدمها انقدر می توانند پیشرفت کنند که از جایی به بعد :

-نماز اول وقت نخواندن برایشان گناهی بزرگ محسوب شود

- کمک نکردن(در عین توانستن) برایشان گناهی بزرگ محسوب شود

- و خلاصه بگویم : انجام دادن مکروهات و ترک مستحباتی که ارزش عقلی دارند(نه از دسته مزخرفاتی که در مفاتیح آمده که یعنی کلید بهشت و عجب بهشت مسخره ای هم !!!) هم برایش گناه محسوب می شود !

و بعد ......؟؟؟

راستی گفتم مفاتیح - من از وقتی دعا برای پسر شدن بچه را در این کتاب (که حیف از کتاب و حیف از دین)دیدم خیلی از آن بدم می آید نوشته شده بود فلان چیز رو n بار بخونید بعد فوت کنید به شکم زنه انشالله که پسر می شه !!!!!! گرچه غوغا نامه هایی مثل دعای کمیل زیارت امین الله دعای عهد زیارت عاشورا دعای عرفه توی این کتاب باشه !

راستی ابراهیمی اسماعیل تو کیست ؟ چیست ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 22:34  توسط علی 

ثم لترونها عین الیقین

امشب از اون شبهایی بود که عین الیقین رو بهم نشون دادن از دیدنش هم خوشحال شدم و هم ناراحت این که کدوم بیشتر هنوز به نتیجه ای نرسیدم .

دلم خواست سرود ملی الجزایر رو بنویسم :

بدود باروت ها که فنا می شوند

و به امواج خونهای پاک شهیدان که با خونهای ناپاک دشمنان فرو می ریزند

و به بیرقهای مواج که بر تارک رفیع جبل های مغرور در اهتزاز هستند

سوگند خورده ایم تا برای زیستن یا نزیستن قیام کنیم

و سوگند خوزده ایم تا جان خود را فدا کنیم

تا تو ای الجزایر زنده بمانی

اشهد اشهد اشهد

ماییم مجاهدان راه برادری و برابری که قیام کرده ایم

و این پیکار نام آوران راه استقلال است

چون قیام می کردیم پای حق بر لاشه دیو جدایی نهادیم

 و تا برق باروتها با ضربان قلبهایمان آمیخت

دیگر دیری نپایید

و چکاچاک شمشیرها و غرش توپها را آواز دلنواز خود یافتیم

و سوگند خورده ایم تا جان را فدا کنیم و تو ای الجزایر زنده بمانی

 اشهد اشهد اشهد

ما کاخ افتخار را

بر فراز آوازه قهرمانان خویش

بنا خواهیم کرد

و از فراز پیکرهای به خون افتادگان

صحرایی تا ابدیت خواهیم گشود و بر تارک ارواحمان

ارتشی خواهیم ساخت

و پرچم انقلاب را

با علم امیدهایمان برخواهیم افراشت

و سوگند خورده ایم تا جان را فدا کنیم تا تو ای الجزایر زنده بمانی

اشهد اشهد اشهد

فریاد میهن بر آسمان میدانها رزم

طنین انداز می شود

گوش فرو دارید و ان را لبیک گویید

آن را با خون شهیدان بنویسید

و به نسل های آینده بگویید

که ای افتخار ما دستهایمان را بسوی تو

دراز کرده ایم

و سوگند خورده ایم که جان را فدا کنیم

تا تو ایالجزایر زنده بمانی

اشهد اشهد اشهد

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 22:19  توسط علی