انقدر بزرگ و عظیمه که هروقت می خونمش تنم می لرزه و خدا رو شکر می کنم :
همانا رسول خدا (ص) می فرمود " گرداگرد بهشت را دشواریها فرا گرفته است و گرداگرد دوزخ را هوس دنیا " بدانید که چیزی از طاعت خدا نیست جز که با کراهت انجام گیرد و چیزی از معصیت خدا نیست جز که با میل و رغبت . پس خدا بیامرزد کسی را که شهوت را مغلوب کند و هوای نفس را سرکوب ؛ که نفس را به دشواری توان از شهوت کندن که پیوسته خواهان نافرمانی است و هوس راندن ؛ و بندگان خدا ! بدانید که مرد با ایمان شب را به روز و روز را به شب نمی رساند جز که نفس خود را نزد خویش متهم می داند ؛ پیوسته با آن عتاب دارد و گناهکارش می شمارد.
(امام علی (ع) / نهج البلاغه / خطبه 176)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 13:58  توسط علی
خدایا من غم و درد را به دوستی گرفتم و خود را به آغوش درد و شکنجه انداختم و قلب خود را برای پذیرش دردها و غمهای ستمدیدگان باز کردم . من شکست و ناامیدی و فقر و تنهایی را اساس زندگی خود قرار دادم تا دیگر از هیچ چیز و هیچ کس انتظاری نداشته باشم .
خدایا من از دردها و رنجها شکوه نمی کنم از بار مشکلات نمی ترسم از زیباییهای طبیعت که همه تجلیات ذات بی همتای تو اند خسته وسیر نشده ام ولی صبرم به دیدار تو تمام شده است و حوصله ام سر رفته است . تار و پود قلبم به مهر تو سرشته شده قلبم به عشق تو می تپد و برای دیدار تو بیتابم .
نیایشهای استاد بزرگوارم مصطفی چمران
---------------
پ.ن: آخرین باری که می رفتم حرم دستام رو توی جیب کاپشنم محکم به هم فشار می دادم و سنگفرشهای صحن حرم رو نگاه می کردم و زیر لب برای خودم زمزمه می کردم . چرایش را خدا بداند کافیست که می داند !
پ.ن۲ : منظورم از تیتر اصلا این نیست که خودم رو هم ردیف استاد بدونم ! تا چمران ها شدن خیلی راهه!

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 22:28  توسط علی
سلام!
من هم خوشحالم که اجازه ی نظر دادن دادی، همه ی این ها که گفتی من هم قبول دارم و می دانی که من همیشه از حکومتی شدن روحانیت بیزار بوده ام و خواهم چون سیاست بذات کثیف است!! و سعی نخواهم کرد که از این قشر دفاع کنم.
اما قبول کن که در حرفهایت تندروی کردی و احساسی صحبت کردی(گام استقرات رو ثابت نکردی).آن جوانک ... که یک بار هم برایم تعریف کرده بودی مگر نماد اسلام است یا آن سردار... ، با این اوصاف یزید هم علیه الرحمه(!!) است. حتی من نماد حکومت بودنش را ریاد نمی پسندم گرچه چگالی این قشر در حال افزایش است!!
اگر قرار بر براءت از رفتار کسی باشد، پس مسلمین زمان معاویه می بایست زیرآب اسلام را می زدند و ... شاید کوتاهی از نسل ماست که سراغی از علی و حسن و حسین نمی گیریم(و اگر هم می رود ۴ سال بعد می گوید فریبا...) ، شاید کوتاهی از من است که حاضر نیستم قبول کنم که باید دنبال حقیقت باشم، شاید تقصیر امثال من و توست که آینده ی خودمان از همه مهم تراست و از ترس از دست دادن وپذیرش فلان خراب شده خودمون را کنار می کشیم و خرده می گیریم که تف تو روحشون، شاید اگر الان م.ا روی کاره به خاطره رفتن ستایش ها ، باطنی ها ، جلالی ها ، حاجی آقایی ها ،...! قبول کن حرف هایت بیشتر دلیل برای ماندن و ساختن است تا رفتن و فراموش کردن، نگو که دیگه کار از کار گذشته....
نمی دانم تو که کثافت کاری های این آقایان رو خوب بلد بودی از گند کاری ها و رذالت های نهضت آزادی و ملی مذهبی ها خبر داری یا خیر! از جسارت های نهضت آزادی با خبری یا نه! از پارتی هایشان چه طور !
تفاسیر مادی قرآن آنها را می دانی! از خوش خدمتی به منافقین و...
حرف من این است که انحرافات پیش آمده که همه بر آن واقفیم سرچشمه اش انسان است نه اسلام یا جمهوری اسلامی، والله که اگر نهضت آزادی و بنی صدر ها روی کار وضع بهتر از این نبودو تنها شخصیت های فیلم های رسوایی ... یوتیوب عوض می شد...
اگر اسلام در حسین و فاطمه و علی و ابوذر بخواهی خلاصه کنی ، بخشی از آن را از دست داده ای، که این کاری است که شاید دکتر شریعتی زیاد به سمتش رفته بود(البته مطالعات من بسیار کم است و ایشان بسیار بزرگوار)
شاید سکوت هادی و سیاست سلمان را هم داشته باشیم بد نباشد!
در آخر باید بگویم با چشمانی اشکبار متنت را به انتها رساندم ، اما برادر باور کن که اینها عیب اسلام نسیت و ایراد مسلمانانش است!!!
البته حسن نیت شما بر من حقیر آشکار است، پس اگر جسارت و تند روی دیدی به بزرگی خودت ببخش برادر
--------------------------------------------------
پ.ن : خواستم کامنت بذارم جا نشد ، میل زدم
+ نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت 15:34  توسط علی
|