تبليغاتX
خیزران -

خیزران

از وقتی فهمیدم کاوه تیر خورده و مادرشم شهید شده بغضم گرفته تو خونه تنهام و دارم دیوونه می شم .

وقتی داشتم ناهار می خوردم حسام زنگ زده بود که قرار بذاریم من موبایلم مثل همیشه سایلنت بود بعد با بقیه بچه ها زنگ زدم  قرار گذاشتم مترو موقع اجازه مثل همیشه پدر اجازه نداد کلی شاکی شد هر چی اصرار کردم نذاشت بعد زنگ زدم اون سر دنیا به مامان گفت من حرفی ندارم ولی تنها نرو گفتم بابا نمیذاره گفت اگه بابا نمیذاره برا دل بابا هم که شده نرو دوباره زنگ زدم بابا گوشی رو داد مدیر فروش شرکت اونم وایساد منو کلی نصیحت که به بیمارستانا هم حمله می کنن و فامیل خودمونو ال کردن و بل کردن منم نتونستم رو حرف بابا حرف بزنم

الان از درد دارم به خودم می پیچم کاش لااقل مامان بود آرومم می کرد به خدا دیگه نمی دونم چی کار کنم همش خودمو گول می زنم تو که داری می ری گور پدر احمدی نژاد و دار و دستش و اونایی که ازش حمایت می کنن بازم راضی نمی شم سرم درد می کنه تو خونه اسیرم یه اسیر اخلاقی که قول داده از خونه بیرون نره

الان تعداد زیادی از بچه ها بیمارستانن و من تو خونه دارم حرص می خورم کاوهههههههههههههههههههههههههههه پسر خیلی خوبیه

نمی دونم کاوه که جز بهترین دانشجوهای این مملکته هم اینا جز اراذل اوباش حساب کردن که بهش تیر زدن ؟

فقط از خدا می خوام که لعنتشون کنه . نفرینشون می کنم

مهدی زنگ زده بود می گفت با لباس امداد رفته تو جمعیت کمک کنه که یه لباس شخصی جلوی چشماش یه دختر رو با تیر کشته بعد گفت هر کاری کردیم زندش کنیم نشد و بعد هم گفت کل دیروز عصر رو داشته گریه می کرده

امیرحسین گاز اشک آور خورده بود بچه ها می گفتن جلوشو نمی گرفتن خودشو به کشتن می داد

خدایا نجاتم بده

 

یک طرف خبط وزیران در عمل

یک طرف مکر وکیلان دغل

یک طرف آن مجلس بی بند و بار

یک طرف این دولت بی اعتبار

گوش ما کر شد ز کر و فرشان

حق نگهدارد تو را از شرشان

 

من

 

 مادر کاوه رو

 

 از دایی خودم

 

شهیدتر می دونم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 16:40  توسط علی