<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خیزران</title>
<link>http://kheizaran.blogfa.com</link>
<description>We must become the change we want to see. Mahatma Gandhi</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 02:39:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مستند میراث آلبرتا (قسمت دوم)</title>
<link>http://kheizaran.blogfa.com/post-370.aspx</link>
<description>
- بیست دقیقه اول فیلم تا حدی منصفانه ساخته شده بود. البته من با صحبتهای مریم اسلامی تا حدی مخالف بودم. به نظر من (هر چند می تونه نظر من درست نباشه) تا حدی توی دلایلش برای رفتن به خارج عوامگرایی به خرج داد (منظورم جاهایی از صحبتهاشه که می گفت: &quot;اونور همه به معنی واقعی nice ان&quot; و یا حرفهای مشابهی که زد). به نظر من اگه سازنده ها می خواستن فیلم رو منصفانه تر کنن باید با بقیه بچه هایی که دلیلهای متفاوت از مریم اسلامی داشتن هم مصاحبه طولانی تر می کردن.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;- بقیه فیلم که آپلود شده بود به نظرم کاملا ناامید کننده بود از این جهت  که نشون می داد بچه های بسیج هنوزم که هنوزه مشی خودشون رو توی نگاه کردن به اطرافشون عوض نکردن. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;- نمونه بارزی که خیلی ناراحت کننده بود قرار دادن کلیپ سوسن خانم دانشگاه آلبرتا در مقابل اردوی مناطق جنگی بود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;- این که می گم ناراحت کننده برای اینه که: 1- اولا هیچ کدوم از این دو تا کلیپی که نشون داده شد بیانگر واقعیت درون و بیرون ایران نبود. اینو از اینجا می گم که تا جایی که من یادمه اکثر بچه های که توی اون اردوی مناطق جنگی توی فیلم نشون داده شدن بچه های عضو بسیج یا طیف نزدیک به بسیج دانشگاه شریف بودن ولی متاسفانه title اردو رو توی فیلم نوشتن اردوی دانشجویان دانشگاه شریف و یه جوری سعی کردن که طیفی که ایران می مونن رو اینطور معرفی کنن که کاملا غیرواقعگرایانه است. 2- &lt;strong&gt;مهم تر از اون&lt;/strong&gt; و اتفاقا همین چیزی که حسین شمقدری سعی کرد تا باهاش جامعه دانشجویی خارج نشین رو معرفی کنه (کلیپ سوسن خانم)، پدیده ایه که عینش توی خود دانشگاه شریف اتفاق افتاده و بچه های دانشکده صنایع شریف هم یه کلیپ سوسن خانم توی خوابگاه درست کردن که کلی هم جلب توجه کرد توی زمان خودش. تنها فرقی که وجود داشت این بود که دیگه دختر و پسر قاطی نبودن که اونم به خاطر محدودیت های خوابگاه و دانشگاه ه وگرنه مطمئن باشید مطمئن باشید که پتانسیل ساخته شدن کلیپی مشابه که دختر و پسر توش مختلط باشن کاملا توی ایران و دانشگاه شریف از دانشگاه آلبرتا بیشتره (برای حرفم دلیل هم دارم که به نظرم بدیهیه). &lt;/p&gt;&lt;p&gt;- پس می بینیم که یه جورایی توی این فیلم آدرس غلط به بیننده داده می شه. نه اون بسیجی هایی که توی اردوی مناطق جنگی شرکت کردن نماد بچه هایی هستن که می مونن و نه اون کسایی که توی آلبرتا کلیپ سوسن خانم رو درست کردن نماد بچه هایی که می رن.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;- بچه هایی که از خارج از ایران صحبت کردن یا مثل سینا جعفرپور صرفا یه سری گزاره خبری گفتن و خونه زندگیشون رو نشون دادن یا مثل محمد رستمی یه مقایسه از مذهبی های عرب و ایرانی توی کانادا کردن که مثلا دخترای عرب 90% شون حجاب دارن و ایرانیا 90% شون حجاب ندارن یا مثل حمید ابراهیمی یه سری حرف کلیشه ای زدن که اینجا هم سخته زندگی و قبل اینکه بخواید بیاید فکر کنید و ....&lt;/p&gt;&lt;p&gt;- متاسفانه کسی از خارجنشینها دلیلهای خوب و قانع کننده ای برای خروجش از کشور نگفت و این نقص فیلم بود که این جور حرفا رو از زبون کسی پخش نکنه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;- یکی از اعصاب خورد کن ترین تیکه ها مصاحبه با دکتر نایبی بود : ایشون اول یه تیکه عفه رک صحبت کردن اومد و بعد برایی اکثریت لطف کرد نسخه پیچید و گفت: &quot;اکثریت که می رن از روی مدگرایی ه که می رن.&quot;  و بعدم مثال در تایید حرف خودشون اوردن که اینایی هم که میان برق از روی مدگراییه که میان برق. خیلی جالبه که زمانی که ما خودمون درس آمار احتمال با این آدم داشتیم یه روز سر کلاس به ما گیر داد که شما مهندس نیستید و کار نمی کنید و بعد کلی زد تو سر PhD خوندن و گفت به چه دردیتون می خوره و بعد کلی پز شاگرد اولی خودشون در دوران لیسانس رو دادن و اینکه همزمان هفته ای 20 ساعت هم کار شرکتی می کردن. اولا خیلی جای تاسف داره که آدمی که خودش سرکلاس اعتراف می کنه که برای PhD خوندن مدگرایی کرده بیاد برای بقیه هم نسخه بپیچه و بگه که اکثرا هم که PhD می خونن مد گرایی می کنن. این واقعا جای تاسف داره. دوما خیلی بیشتر جای تاسف داره که وقتی از شرکت خودش حرف می زنه کلی عفه می ذاره که ما از صفر شروع کردیم و ....! اگه به فیلم دقت کنید وقتی رقم پروژه های 20 میلیاردیشون رو اعلام می کنن، میگن:&quot; &lt;strong&gt;از یه جایی&lt;/strong&gt; پروژه 20 میلیاردی گرفتیم&quot; در صورتی که این یه جایی که ایشون ازش صحبت می کنن جایی نیست جز &quot;سپاه پاسداران&quot;. من هیچوقت یادم نمی ره توی سمینار دانشکده برق سال 88 همین آقای دکتر نایبی و فرمانده نیرو هوایی سپاه چطوری توی اختتامیه و توی سخنرانیهاشون برای همدیگه نوشابه باز می کردن. بعد به نظرم خیلی جای انتقاد داره که یه همچین شخصیتی رو به عنوان یه الگوی موفق از دانشجویی که خارج نرفته و مونده ایران به مخاطب معرفی کنن. من نمی دونم دکتر نایبی از چند در صد از پروژه هایی که توی خارج بچه ها دارن روش کار می کنن خبر دارن که فقط مثال یکی از بچه های دانشگاه جورجیا تک رو اوردن و بعدم استدلال کردن که علمی که بچه ها توی آمریکا یاد می گیرن به درد ایران نمی خوره. من همین الان می تونم کلی مثال نقض برای حرف ایشون بیارم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;- در واقع سوال اصلی ای که یه کسی مثل دکتر نایبی باید جواب بده اینه که واقعا اگه ایشون به سپاه وصل نبودن و پروژه هاشون رو از اونجا تامین نمی کردن هم انقدر می تونستن رشد کنن؟ این اتفاقیه که داره تکرار می شه متاسفانه. یعنی بچه های هم دوره ای ما که نزدیکن به طیف سپاه و موندن ایران و شرکت زدن هم پروژه های مهمی رو از سپاه یا وزارت دفاع یا بقیه ارگانهای دولتی گرفتن و خودشون رو دارن بالا می کشن که جای فکر زیادی داره. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;- نه تنها طیفی که موندن و شرکت زدن بلکه حتی طیفی هم که موندن و استاد دانشگاه شدن و یا برگشتن و استاد دانشگاه شدن اکثرا به طبقه ای تعلق داشتن که بی شباهت به اونایی که موندن و شرکت زدن نیستن. منظورم اینه که کسایی بودن که از نظر حاکمیت فعلی آدمهای موجهی هستن ولو خیلی هم از نظر علمی آدمهای پر افتخاری نباشن.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;- خیلی خوب می شد اگه اکثریت قشر دانشجو دکتراهای داخل رو هم نشون می دادن که همزمان هم باید درس بخونن و هم باید کار کنن تا به عنوان یه فرد 25-28 ساله دستشون رو جلوی باباشون دراز نکنن و اینکار انصافا خیلی سخته. یعنی اینکه هم درس بخونی و هم کار کنی قدری که زندگیت بچرخه اونم توی تهران. برای همین هم هست که واقعا (حداقل تو رشته برق که من خودم می دیدم) کارهای مهمی توی دانشگاه انجام نمی شد و مقاله ها فقط کمیت داشتن و خبری از کیفیت نبود (که خود این موضوع دلایل دیگه ای هم داره). یا مثلا خیلی خوب می شد اگه قشری رو هم نشون می دادن که فارغ التحصیل شدن اما شرکت نزدن یا مثلا استاد هم نشدن تا بچه ها ببینن که اگه بخوان بمونن چه سرنوشت هایی در انتظارشونه (مثلا کسی رو می شناسم که فوق لیسانس مهندسی کامپیوتر داره از امیرکبیر اما شغلش اپراتوری توی یه شرکت دولتیه که به کارمندا یاد بده چطور ویندوز عوض کنن و ... و حقوقشم ماهی 450 هزار تومن بیشتر نیست.)&lt;/p&gt;&lt;p&gt;- یه مشکل دیگه ای که مستند داشت این بود که به نظرم حداقل باید یه استاد دانشگاه که خارج درس خونده و بعد برگشته رو در کنار دکتر نایبی نشون می دادن چون آدمی مثل اون خیلی صلاحیت حرف زدن راجع به اتفاقایی که داره خارج از ایران توی جامعه های علمی می افته رو نداره و اینم به خاطر اینه که کل عمرش رو ایران بوده و جامعه آماریش از خارج رفته ها و اخبار خارج از ایران به شدت کوچیک ه. دکتر عارف یه گزیه خیلی خوب بود که متاسفانه جاشون به شدت خالی بود. یه بار با ایشون که صحبت می کردم می گفتن که اتفاقا دانشجو باید بره و باید بگیم &lt;strong&gt;انشالله&lt;/strong&gt; هم که برگرده. و از این می گفتن که به خاطر این حرفشون کلی فشار سیاسی هم روشون هست برای اینکه استدلال می کنن که ایشون داره بچه ها رو به فرار از کشور تشویق می کنه. خلاصه منظورم اینه که مثل نایبی نسخه نپیچیدن که هر کی می ره مدگرایی می کنه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;- با همه ارادتی که نسبت به دکتر مشایخی دارم اما به نظرم کاش به جای گریه کردن و گفتن این جمله که &quot;بچه های امروز نمی فهمن&quot; از همون وقت کوتاهی که داشتن توی فیلم استفاده می کردن و سعی می کردن به بچه ها بفهمونن اون چیزایی رو که نمی فهمن. کلا به نظرم این دید از بالا داشتن خیلی پدیده خطرناکیه و قدرت تاثیرگذاری رو توی هر حوزه ای به شدت کاهش می ده.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;- اسم آدمهایی که توی آخر فیلم به عنوان عوامل فیلم نشون دادن هم حجت رو حداقل به من تموم کرد که تیمی بودن که خیلی بیش از این انتظاری ازشون نمی رفته مخصوصا عوامل مشاور هنری !!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;---------------&lt;/p&gt;&lt;p&gt;پ.ن.: کامنتها باز است...&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;



</description>
<pubDate>Mon, 21 May 2012 02:39:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>kheizaran</dc:creator>
<guid>http://kheizaran.blogfa.com/post-370.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مستند میراث آلبرتا</title>
<link>http://kheizaran.blogfa.com/post-369.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; FONT: 12px Tahoma; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px&quot;&gt;مجری: آقای احمدی نژاد پنج شنبه گذشته یکی از بچه های دانشگاه ما رشته ارشد فیزیک خودکشی کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; FONT: 12px Tahoma; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px&quot;&gt;احمدی نژاد:  برای چی؟&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; FONT: 12px Tahoma; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px&quot;&gt;مجری: شش ماه قبل هم این اتفاق تکرار شده. چرا باید اینجوری باشه آقای احمدی نژاد؟&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; FONT: 12px Tahoma; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px&quot;&gt;احمدی نژاد: چرا از من می پرسی؟ از اونی بپرس که خودش رو کشته.&lt;SPAN class=Apple-converted-space&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;(با خنده و طنز)&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; FONT: 12px Tahoma; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px&quot;&gt;مجری: الان اکثر بچه های ما یا می رن آمریکا یا می رن کانادا برای ادامه تحصیل ...&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; FONT: 12px Tahoma; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px&quot;&gt;احمدی نژاد:&lt;SPAN class=Apple-converted-space&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;اکثرا نمی رن.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; FONT: 12px Tahoma; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px&quot;&gt;مجری: بچه های نخبمون اکثرا می رن اونور آقای احمدی نژاد.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; FONT: 12px Tahoma; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px&quot;&gt;احمدی نژاد:&lt;SPAN class=Apple-converted-space&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;اکثرا نمی رن. ولی خب آزادن انتخاب کنن محل زندگیشونو. اشکال داره؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; FONT: 12px Tahoma; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px&quot;&gt;مجری: نه اشکال نداره.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; FONT: 12px Tahoma; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px&quot;&gt;احمدی نژاد:&lt;SPAN class=Apple-converted-space&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;می شه واقعا محدود کنیم انسانها رو؟ باید محدود کنیم؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; FONT: 12px Tahoma; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px&quot;&gt;-----------&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; FONT: 12px Tahoma; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px&quot;&gt;پ.ن: &lt;A href=&quot;http://www.parapundit.com/archives/002003.html&quot;&gt;اینجا&lt;/A&gt; ... کاش فقط درک می کرد که هر دانشجو جزیی از تولید ناخالص ملی محسوب می شه. اونوقت می فهمید &lt;STRONG&gt;به عنوان یه رئیس جمهور&lt;/STRONG&gt; (حالا هرجوری هم که اومده باشه سر کار چه بی تقلب چه با تقلب) نباید راجع به سرمایه های کشورش اینطوری فکر کنه و حرف بزنه.&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;WIDOWS: 2; TEXT-TRANSFORM: none; TEXT-INDENT: 0px; FONT: 12px Tahoma; WHITE-SPACE: normal; ORPHANS: 2; LETTER-SPACING: normal; COLOR: rgb(0,0,0); WORD-SPACING: 0px; -webkit-text-size-adjust: auto; -webkit-text-stroke-width: 0px&quot; align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/34493891812501053875.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 May 2012 10:28:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>kheizaran</dc:creator>
<guid>http://kheizaran.blogfa.com/post-369.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای انسانیت</title>
<link>http://kheizaran.blogfa.com/post-368.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;الهی فاجعلنا من الذین ترسخت اشجار الشوق الیک فی حدائق صدورهم و اخذت لوعة محبتک بمجامع قلوبهم، فهم الی اوکار الافکار یأوون، و فی ریاض القرب و المکاشفة یرتعون، و من حیاض المحبة بکأس الملاطفة یکرعون، و شرائع المصافاة یردون.&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الهی ما را از آن بندگانت قرار ده که نهالهای شوق لقایت در باغچه سینه هایشان ریشه کرده و آتش محبتت سراسر قلب آنها را فرا گرفته. پس آنان در آشیانه افکار عالی پناه یافته و در بوستان قرب و شهود می خرامند و از سرچشمه محبتت با جام لطف می آشامند و در نهرهای صدق و صفا در آیند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مناجاة العارفین / امام سجاد (ع)&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=baseline&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 274px; HEIGHT: 234px&quot; src=&quot;http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/58499987828963037839.jpg&quot; width=487 height=370&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 May 2012 07:14:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>kheizaran</dc:creator>
<guid>http://kheizaran.blogfa.com/post-368.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عروة الوثقی (2)</title>
<link>http://kheizaran.blogfa.com/post-367.aspx</link>
<description>آیا نبودند گرانبارترین آفریدگان و به هنگام آزمایش کوشاترین بندگان و تنگ زندگانی ترین مردمان جهان؟ فرعونان آنان را به بندگی گرفتند و در عذاب سخت کشیدند و تلخی زندگانی را جرعه جرعه بدیشان نوشانیدند. پس پیوسته در خواری و هلاکت بودند و مقهور چیرگی و قدرت، نه چاره ای می یافتند تا سرباز زنند ، و نه راهی که عذاب را از خود دور کنند. &lt;strong&gt;تا چون خدا دید چگونه در راه دوستی او بر آزار شکیبایند،  و چسان از بیم او ناخوشایند را تحمل می نمایند، از تنگناهای بلا گشایشی برایشان پدید آورد، و از پس خواری ارجمندشان فرمود و آرامش را جایگزین بیم کرد.&lt;/strong&gt; پس پادشاهان حکمران شدند و پیشوایان با فرو شان و کرامت خدا درباره شان تا بدانجا رسید که دیده آرزو نهایت آن را ندید.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;نهج البلاغه / خطبه 192&lt;/p&gt;&lt;p&gt;--------------------&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;پ.ن.: &lt;strong&gt;نوبت عاشقیست یک چندی ....&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up5/01374552397795239517.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 May 2012 04:42:26 GMT</pubDate>
<dc:creator>kheizaran</dc:creator>
<guid>http://kheizaran.blogfa.com/post-367.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>محتوا یا فرم؟</title>
<link>http://kheizaran.blogfa.com/post-366.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: left; direction: rtl;&quot;&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;چند وقت پیش یه سوالی رو توی وبلاگم نوشتم راجع به این که اصولا محتوای مذهب در مقابل فرم مذهب چه جایگاهی داره؟&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;این سوال رو غیر از اینجا برای چند نفر دیگه 
هم ایمیل کردم. یکی از این افراد یه دوست مسیحی ه که اتفاقا بعضی از بچه ها
 خوب می شناسن ایشون رو.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;جواب ایشون، فارغ از هر قضاوتی راجع به صحت و سقم اون، به نظرم نکته های جالبی داشت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;به جواب ایشون به عنوان جواب یه فرد مذهبی اونم یک ارتدکس سنت گرا نگاه کنید.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right; direction: rtl;&quot;&gt;تیکه هایی رو که به نظرم جالب تر میومد رو پررنگ کردم.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;و اما گوشه هایی از جواب ایشون:&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;Most of the things I am about to tell you are based on the letters 
of St Paul, one of the pillars of the Christian church from its first 
days and until now. And his words are  based on profound knowledge of 
the Old and New Testament, as well as on direct revelation, as 
he himself acknowledges. Ergo, they should hold for all Christian 
confessions. Nonetheless, as I was saying in my previous letter, the 
catholic and protestant confessions have introduced many alterations to 
appease social unrest and to attract people better to their faith.
&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;To begin with, I think that in all generality we, 
humans, as beings with a physical and sensitive existence, need the 
concrete and visible manifestation of abstraction. (Aside: although I&apos;ve
 never really discussed this with anyone more experienced, &lt;strong&gt;I also 
believe this is why we need to live in time, even though God is beyond 
beginning and ending, beyond time). So the form and appearance of any 
religion is meant to fill our lives, to make us actually live religion 
rather than simply acknowledge it. &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;strong&gt;Where Christianity is concerned, the rituals and 
traditions in practise have a few originating sources, which I think 
justify their existence and convey meaning to our acts.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;First 
and foremost, it is Jesus Christ himself who has given us a role model 
for life in this  world, and we have learnt of it through the 4 Gospels.
 Although people knew some form of prayer before him, since it is our 
spontaneous  means of communication with God, he gave us the most 
important prayer we know, the one we say at the beginning of all other 
prayers or religious service: Lord&apos;s Prayer or Pater Noster (Our 
father). He also prayed himself, silently, on several occasions, to 
teach us to call to Our Lord before we take some act, in time of sorrow 
and so on.&lt;/div&gt;

&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;The Gospels also comprise advice on how a moral and 
proper life should be lead, in Christian sense: loving ones enemies, 
practising charity, confessing one&apos;s sins and repenting, etc. But what I
 feel is most important, is that they provide a basis for our most holy 
services, the seven sacraments: baptism, confirmation (a sort of 
blessing right after the baptism), marriage, confession, communion, 
anointing of the sick, ordination (investing someone with a clerical 
function). And in my opinion, the most impressive, self-explanatory and 
life-changing moment is the Last Supper, which establishes in all 
accuracy the sacrament of communion. &lt;strong&gt;I am only burdening you with such 
details to show that for a Christian, dismissing these practises means 
dismissing the Saviour himself from one&apos;s life.&lt;/strong&gt; So those who claim there
 is no God in the practises of the church hardly know what they are 
talking.&lt;/div&gt;

&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;As for fasting and other elements of our daily life,
 St Paul gives us a very good explanation. We know that &quot;God is hidden 
in His commandments&quot; and in doing His will we actually embark on our 
journey towards Him. But, as you say, what if in respecting God&apos;s 
commandments, we find ourselves sinful and unworthy? Is God a servant of
 sin? (here I am almost translating from my memory one paragraph from St
 Paul&apos;s letters). Not at all. The fact is that one changes their life 
for the better by faith, that is by conviction. &lt;strong&gt;Practises void of 
meaning cannot reach the soul; fasting without prayer and enhanced 
preoccupation for God is merely a diet. But, driven by faith, we need to
 respect the commandments most of all for ourselves: we cannot live in 
the middle of sin and still have room for God in our hearts, as much as 
we wanted it. We need the fasting as a break, a long-awaited break from 
all the hustle and bustle into a more spiritual life. Less preoccupation
 for food and body and more care for mind and soul. &lt;/strong&gt;Many fathers of 
Christianity call fasting a cure for body and soul; and Jesus Christ 
himself showed and told us how to do it, and why.&lt;/div&gt;

&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;There&apos;s one last thing I would like to add, although
 you didn&apos;t explicitly ask it. However, other young people did and 
perhaps this also makes the point. &lt;strong&gt;Why does Christianity advocate no sex
 before marriage?&lt;/strong&gt; Many people claim this  deprecated, a reminiscence of 
times when people married early and women couldn&apos;t afford living without
 a man, let alone being a single parent. As you also think, this is not 
the case. &lt;strong&gt;The orthodox church teaches that our bodies are more than 
matter, they are temples of the Holy Spirit. Any other sin man commits, 
it is outside the body (here, I am also translating St Paul). But 
debauching means sinning in your very body, there were you should give 
glory to God. This is why free sex is such a heavy sin. Moreover, man 
and woman are meant to become one, one body, not randomly and 
impulsively, but under the blessing of God, with the commitment of 
establishing a Christian family and bearing children. So sex inside a 
marriage does not fall under the same reproach.&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;

&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;There are many other arguments I failed to bring 
here. Perhaps some weight even more than the above, but my knowledge and
 power of synthesis are but too limited. I hope this was of some help 
and that you find your way in this diverse and complicated world you 
(and all of us) live in.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 May 2012 09:59:10 GMT</pubDate>
<dc:creator>kheizaran</dc:creator>
<guid>http://kheizaran.blogfa.com/post-366.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>غم مخور ...</title>
<link>http://kheizaran.blogfa.com/post-365.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;دانی که رسیدن هنر گام زمان است&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;--------------&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;پ.ن.: وقتش شده بشینیم کنار هم آیه &quot;&lt;strong&gt;اذا جاء ...&lt;/strong&gt;&quot; رو بخونیم.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up4/32646903032515434951.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Thu, 03 May 2012 08:08:40 GMT</pubDate>
<dc:creator>kheizaran</dc:creator>
<guid>http://kheizaran.blogfa.com/post-365.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>احسان</title>
<link>http://kheizaran.blogfa.com/post-364.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;وسط روز هیچی بهتر از این خستگی رو از تن آدم در نمیاره که  مشغول کار باشی و یکدفعه برات اس ام اس با پیش شماره خارج بیاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احسان بود. نوشته بود: &quot;سلام، از من ایشان را هزاران یاد باد ... جنابعالی رو عرض می کنم ;) &quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-------------&lt;br /&gt;پ.ن. : یادگاری های بچه ها رو چیدم روی میز اتاقم. هر وقت دلم براشون تنگ میشه یادگاریهاشونو نگاه می کنم. احسان یه دفترچه از عکسهای یادگاری مشترک درست کرده بود. روش یه گل خشک شده داشت و یه بیت شعر نوشته بود: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&quot; گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست ...... همچنانش در میان جان شیرین منزل است&quot;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;پ.ن.2: عکس زیر رو از قاب عکسش گرفتیم :)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;img width=&quot;352&quot; height=&quot;264&quot; src=&quot;http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up4/19035662270729741178.jpg&quot; /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;

</description>
<pubDate>Tue, 01 May 2012 08:27:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>kheizaran</dc:creator>
<guid>http://kheizaran.blogfa.com/post-364.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آشپزی موازی</title>
<link>http://kheizaran.blogfa.com/post-363.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;چند وقت پیش وقتی به مامان گفتم که به طور همزمان از چهارتا شعله گاز خونه استفاده کردم و خورشت قورمه سبزی و خورشت قیمه و کتلت و کوکو سیب زمینی رو همزمان درست کردم. برای اولین بار تو عمرم خیلی جدی بهم گفتش که: &quot;خوش به حال دختری که با تو ازدواج کنه.&quot;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;قبل این، زیاد پیش اومده بود که خیلی جدی بهم بگه: &quot;بیچاره اون دختری که با تو ازدواج کنه.&quot; مخصوصا وقتهایی که میومد توی اتاقم و می دید که روی میزم شلوغ شلوغه یا مثلا تختم رو جمع نکردم یا مثلا لباسهام افتاده یه طرف یا چمیدونم کلی کتاب به صورت ستونی کف اتاق چیده شده بود و ....&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;فکر کنم با این حرکت دیگه حجت بهش تموم شده بود که خونه داری بلدم :) وگرنه مامان به این راحتی ها تحویلم نمی گیره و حتما باید یه کار خیلی خوب کنم تا یه آفرینی بهم بگه !&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 30 Apr 2012 09:55:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>kheizaran</dc:creator>
<guid>http://kheizaran.blogfa.com/post-363.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Ali-Silvey Distance </title>
<link>http://kheizaran.blogfa.com/post-362.aspx</link>
<description>سر کلاس استاد رسیده بود به بحث توابع f-divergence که توابع یا پیمانه هایی هستن که باهاشون می شه اندازه گیزی کرد که دو تا توزیع احتمالی چقدر با هم فرق دارن و کاربردشونم توی تئوری تخمین و اندازه گیریه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;کلاس کلا 6 نفر بود که از این 6 نفر 3 تاش ایرانی بودن و از اون سه تا دوتاشون اسمشون علی بود و سومی هم اسمش علی داشت (امیرعلی). &lt;/p&gt;&lt;p&gt;از قضا اسم یکی از این توابع Ali-Silvey Distance بودش. وقتی خواست توضیحش بده و رابطه اش رو بنویسه گفتش که همونطور که می دونید ما سه تا علی هم توی این کلاس داریم و بعد گفتش که من تا حالا کلاسی که سه تا علی توش بوده باشه نداشتم. ما هم نیشمون باز شد.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;حس خوبی بود !&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up4/45934236184981123949.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Apr 2012 09:31:49 GMT</pubDate>
<dc:creator>kheizaran</dc:creator>
<guid>http://kheizaran.blogfa.com/post-362.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مریم طوسی</title>
<link>http://kheizaran.blogfa.com/post-361.aspx</link>
<description>
مریم طوسی یه دختر جوون ایرانیه. شاید مثل خیلی دیگه از دخترها به حجاب به معنی پوشوندن موی سر اعتقادی نداشته باشه. اما چون ایرانیه می دونه که اگه بخواد عضو یکی از تیمهای ملی باشه باید حجاب به معنی پوشوندن موی سر داشته باشه.&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;این رو هم می دونه که وقتی عضو تیم ملی ایران ه و می ره مسابقات جهانی، باید به خاطر عضو تیم ایران بودنش سختی هایی رو تحمل کنه که سایر رقیبهاش لازم نیست اون سختی ها رو تحمل کنن. پس منطقیش اینه که فکر کنه به خاطر این موضوع شانسش برای قهرمانی خیلی کمه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;تعارف که نداریم. این جمله که حجاب محدودیت نیست به درد دیوارهای مدرسه های دخترونه می خوره. حجاب محدودیت هست اما یکی ممکنه این محدودیت رو برای رسیدن به یه چیز دیگه ای تحمل کنه.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مریم طوسی با وجود همه این مسائل عضو تیم ملی ایران میشه و بعد می ره مسابقات جهانی و بعدش مدال طلا می گیره.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;---------------------------------&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;پ.ن.: توی غربت وقتهایی هست که زمین و زمان رو باید چنگ بزنم برای قطره های امید. مریم طوسی از جمله کسایی بود که به دل من خیلی امید داد! هر وقت یاد کار بزرگی که کرد می افتم کلی دلم شاد میشه.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up4/82631478649374721129.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Apr 2012 11:05:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>kheizaran</dc:creator>
<guid>http://kheizaran.blogfa.com/post-361.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

